من میرفتم و هر از گاهی نگاهی به بالا می انداختم شاید نگاه تو مانع رفتنم شود ولی تو حتی به من نگاه نمیکردی تو غرق در شادی خودت بودی بی آنکه بدانی من میروم من تنهاتر از همیشه میروم
میروم پیش خدایم تا به او بگویم
تا ازو بپرسم که چرا عشق را در من روشن کرد و مرا اینگونه آفرید
چرا
آره مردن
مردن آسونه من میروم و دیگر هیچ بعد از مردنم نمیدانم از چشای تو اشک می بارد یا نه
حال که من میروم بازم دوست ندارم که تو غمگین باشی تنها و بی سروصدا میروم تا بزم عاشقانه تو را بهم نزنم تا تو را ناراحت نکنم نمیدانم شایدم ناراحت نشی
بعد از رفتنم همه غمگینن چه اشکهایی که ریخته می شود ولی من خوشحالم
خوشحالم از اینکه میروم و دیگر نمیبینم که تو با دیگری هستی
میروم تا به خدا بگویم که من عاشق بودم و از آنجا برای تو آرزوی خوشبختی کنم













تولدم مبارک
دســــــــــــــــت جیـــــــــــــــــیغ ســــــــــــــوت











